جریان تندی که، چون سمی مهلک بر جان کشور و نظام افتادهاند و به هر نحو ممکن میخواهند زهر خود را به کشور و نظام بریزند. امروز که بیش از ۲ ماه از آتشبس میان ایران و آمریکا گذشته و تفاهمی حاصل شده همه از لزوم استفاده از ظرفیتهای این تفاهم در جهت حل مشکلات کشور، آزادسازی داراییهای بلوکه شده برای صرف در امور اولویت دار و رفع تحریمها در جهت بهبود شرایط اقتصادی کشور سخن میگویند و در شرایط صلح هیچ عقل سلیمی از بازگشت به جنگ نمیگوید؛ اما این فقط جریان خاص تندرو و هوادارانشان هستند که اساسا نه باوری به آتشبس دارند و نه تفاهمنامه میان ایران و آمریکا را میپذیرند حتی اگر این تفاهمنامه به نفع ایران بوده باشد، اما در نهایت تعجب آنها صرفا از لزوم بازگشت به جنگ و از سرگیری آن با طرف مقابل سخن میگویند. چیزی که ما بهازای آن را نتانیاهو در تلآویو میگوید. در چنین شرایطی به نظر میرسد حاکمیت و دولت هرچه بیشتر به سمت تصمیمات، راهبردها و اقدامات عقلانیتمحور حرکت و از بها دادن به تندروها پرهیز کند، شرایط هر چه بهتر و مطلوبتر پیش خواهد رفت. نکته امیدوارکننده اینکه پس از جنگ اخیر نهادهای حاکمیتی در یک همگرایی مثالزدنی در تصمیمات و اقدامات با نگرشی واحد عمل میکنند و در حمایت از یکدیگر سخن میگویند. چیزی که تندروها و جریان مخالف چندان طالب آن نیستند و بیشتر موافق تفرقه و انشقاق میان ارکان حاکمیت هستند تا به نحوی با موضعگیریهای خاص نهاد یا نهادهایی را هدف تخریب قرار دهند. آنچه مسلم است یکی از برکات جنگ اخیر ایجاد انسجام و وحدت در جامعه و میان ارکان حاکمیت بود. چه اینکه میدان، دیپلماسی و خیابان در یک مسیر و راستا اقدام کرده و قدم بر میداشتند. حال اینکه امروز تندروها که موجودیت و تاثیرگذاری خود بر جامعه و حاکمیت را در خطر میبینند به انحاء مختلف درصدد ایجاد تفرقه، دودستگی و التهاب در جامعه هستند که بهواسطه آن بتوانند اهداف و منویات خود را پیش ببرند؛ لذا به نظر میرسد نهادهای امنیتی و قضایی باید اقدامات اینها را در نطفه خفه کند و اجازه ایجاد التهاب در جامعه به هیچ شخص یا جریانی ندهد فارغ از اینکه آن شخص کیست یا چه جایگاه و مقامی دارد. چرا که تندروها پلنهای خود را چیدهاند و یک بهیک در حال اجرا هستند. ابتدا حضور در تجمعات شبانه و اظهارات تخریبی علیه مسئولان و تفرقهافکنی در جامعه، سپس حضور در صداوسیما و سیاهنمایی علیه دولت، رئیسجمهور مذاکرهکنندگان و سایر مسئولان و پلن بعدی هم ادامه این روند، اما از جایگاه یک نهاد حاکمیتی مثل مجلس که شاید برد تبلیغاتی بیشتری داشته باشد.
* پشت پرده بازگشایی مجلس
اینکه مجلس رکن رکین قانونگذاری در کشور است و میتواند به همراه سایر قوا مدیریت امور کشور را به نحو شایستهتری پیش ببرد تردیدی نیست، اما اینکه چرا طی ۴ ماه گذشته مجلس تعطیل بوده ادله کاملا درست و محکمه پسندی داشته که مهمترین آن شرایط امنیتی و حفظ جان نمایندگان ملت بوده است. حال اینکه کار مجلس لنگ نمانده و نمایندگان به صورت برخط و آنلاین به کار معمول مجلس مشغول بودهاند. حال چرا عدهای مدتهاست خود را به آب و آتش میزنند که چرا صحن علنی مجلس تشکیل نمیشود، نه به دلیل دغدغه مردم و مشکلاتشان بلکه به جهت استفاده از تریبون مجلس به عنوان نهاد حاکمیتی برای پیشبرد برنامههای خود در جهت تخریب مسئولان و تفاهم است. اگر نه مسائل و مشکلات مردم بهویژه مشکلات اقتصادی و ارتباط با وزرا و دولتمردان را به صورت برخط نیز میشد انجام داد. اما وقتی صحبت از فشار برای بازگشایی مجلس میشود مساله پر ابهام میشود و از پشت پردهها خبر میدهد. در این میان کافی است نگاهی به اظهارات نمایندههای تندرو مجلس بیندازیم تا کاملا به دست آید که از بازگشایی مجلس چه اهدافی را دنبال میکنند. در همین راستا روز شنبه حمید رسایی نماینده تندرو تهران در ویدئویی گفت: «هیات رئیسه مجلس با اینکه شنبهها هیچ وقت جلسه نداشت، اما جلسه برگزار و تصمیمگیری کردند جلسات علنی یکشنبه بعد از تشییع پیکر مطهر امام شهید برگزار خواهد شد و از طریق بندهای آییننامه، مواد آییننامه که مساله استیضاح هیأت رئیسه را اجازه داده، چهارماه تعطیلی بلادلیل و غیرقانونی را پیگیری میکنیم. این موضوع رها نخواهد شد، به اضافه اختیارات دیگری که نمایندگان دارند در خصوص نظارت بر وزرا، فعالیت وزرا، وزارتخانههای ضعیف، دستگاههایی که کارشان را درست انجام ندادند، ظرفیت مجلس را پای کار میآوریم». این اظهارات کاملا روشن میکند که نمایندگان تندرو بر چه اساسی دنبال بازگشایی مجلس بودهاند. شکی نیست که بجز استیضاح هیأت رئیسه، بحث حملات به دولت و هیات مذاکره کننده، تفاهم ایران و آمریکا و بحث پیرامون استیضاح وزیر خارجه نیز در دستور کار این دست نمایندگان قرار خواهد گرفت. به نظر میرسد تعطیلی مجلس که از سوی شعام انجام شده بنا به دلایلی بوده؛ اما امروز فشارها برای بازگشایی خود ماجرایی عجیب دارد.
*تجمعات شبانه و چند پرسش
تجمعات شبانه که قرار بود به عنوان یکی از سهگانه میدان، دیپلماسی و خیابان عنصر قدرت و انسجام بخش حاکمیت باشد رفتهرفته کارکرد اصلی خود را از دست داده و به جایی برای تسویه حسابهای سیاسی و تخریب مسئولان تبدیل شده است. چه اینکه در برخی شهرها بعضا این تجمعات محل زد و خورد برخی افراد نیز بوده است و بر مبنای همین امر نیز شامگاه یکشنبه خبر رسید که رواق کشوردوست که طی شبهای پس از جنگ، میزبان تجمعات شبانه بود، به طورکلی جمع شده است. پرسش این است که تجمعات امروز چه میزان در قالب کارکرد خاص خود قرار گرفته و چه میزان در مسیرهای دیگر منحرف شده است؟ چه اینکه ویدئویی در فضای مجازی وایرال شده که در آن در یکی از تجمعات شبانه تفاهم ایران و آمریکا به طور نمادین آتش زده میشود؛ لذا باید این هزینه فایده صورت گیرد که امروز این تجمعات چقدر برای نظام فایده دارد و چه میزان هزینهزا است.